تبليغات X
صرافی
چاپ مقاله jcr
رطوبت ساز صنعتی
مدل مانتو
مه پاش
کمپوست قارچ
بلیط اتوبوس
داستان آموزنده امت فاکس در یک رستوران
تاريخ : 17 آبان 1396 | 21:14 | نویسنده : lafzan | بازدید : 359

داستان آموزنده امت فاکس در یک رستوران

امت فاکس نویسنده و فیلسوف معاصر ایرلندی در اولین سفر خود به آمریکا برای خوردن غذا به یک رستوران رفت .

او هرچه به انتظار پیشخدمت نشست کسی به او توجه نکرد .

از همه بدتر کسانی که بعد از او وارد رستوران شده بودند همگی مشغول خوردن بودند .

بعد از چند دقیقه با ناراحتی از مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود پرسید :

من ۲۰ دقیقه است که اینجا نشسته ام چرا پیشخدمت به من توجه نمی کند؟

مرد جواب داد : اینجا سلف سرویس است .

به انتهای رستوران بروید و هرچه می‌خواهید در سینی بگذارید پول آن را بپردازید و غذایتان را میل کنید .

امت فاکس در این باره نوشت :

احساس حماقت می‌کردم ، وقتی غذا را روی میز گذاشتم ناگهان به ذهنم رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است .

همه نوع رخداد ، فرصت ، موقعیت ، شادی و غم در مقابل ما قرار دارد .

درحالی که ما بی حرکت روی صندلی خود چسبیده ایم و آنچنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که او چرا سهم بیشتری دارد !

ولی به ذهنمان نمی رسد از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است و برداریم .






امتیاز : 2


طبقه بندی: ،
,

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
نام شما:
ايميل :
سايت :
متن نظر :
نظر بصورت خصوصی ارسال شود